روزی از روزها
4 اردیبهشت 92. گل نازم سلام. الان که دارم برات می نویسم 2:15 دقیقه صبح 3 شنبه ست.یکمی دیر خابیدی .امروز از صبح حال ندار بودی.امیدوارم دوباره سرمانخورده باشی هنوزخوب نشده. از بس شب ها لحافتو می زنی کنار.مامانی هروقت بیدار می شم لحافت 1 ور افتاده و خودت جای دیگه لالا کردی شیطونکم. چن روز پیش مامانی خوشگلت کردم تا چن تایی عکس بگیرم ازت خوب شدن ولی اصلا به دوربین نگاه نکردی پسملکم.عکسای این روزهاتو میذارم و اگه لازم شد توضیحات اضافی هم میدم. پسرم داره مو هاشو شونه میکنه با مامانی پسملم با عروسک هاش یا به قول خودش ببه: &...





